...
نمی دونم چی شد...
یه هویی شد...
نمی خواستم...
ولی شد...
چشامو باز کردم دیدم دوباره...
تنهاتون نمی ذارم...
چه دوست داشته باشید چه نه...
تحملم کنید دیگه...
آینده چیز مزخرفیه...
گذاشتمش کنار...
هیشکی نیست خب من برای چی باشم...
آخریشه...
یه هویی شد...
نمی خواستم...
ولی شد...
چشامو باز کردم دیدم دوباره...
تنهاتون نمی ذارم...
چه دوست داشته باشید چه نه...
تحملم کنید دیگه...
آینده چیز مزخرفیه...
گذاشتمش کنار...
هیشکی نیست خب من برای چی باشم...
آخریشه...
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم اسفند 1384ساعت 20:58  توسط یه آدم معمولی...
|
